روایتها از واقعیتها مهمترند
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
ما انسانها محصول تاریخ زندگی خود نیستیم، بلکه حاصلِ تفسیر آنایم.
رخدادها تنها مواد خام زندگیاند؛ بیجان و بیمعنا تا زمانی که در قالب روایت، پردازش و نهادینه شوند. آنچه بر ما میگذرد، ما را تعریف نمیکند؛ بلکه شیوهای که آن را روایت میکنیم، هویت ما را شکل میدهد.
زندگی، مجموعهای از واقعهها نیست، بلکه شبکهای از برداشتها و روایتهاست.
دو انسان ممکن است در یک حادثه شریک باشند، اما از آن دو زندگی کاملاً متفاوت بسازند. یکی در رنج فرو میرود، دیگری در همان رنج معنا مییابد.
پس شخصیت ما نه در دلِ وقایع، بلکه در چگونگی بازگویی و بازفهمی آنها شکل میگیرد.
ما هر روز در حال روایتکردن خویشیم؛ در ذهن، در گفتگو، در سکوت. و گاه نمیدانیم که همین روایتهای درونی، مسیر فردا را تعیین میکنند. اگر خود را قربانی وقایع بدانیم، در روایتِ قربانی زندگی میکنیم. اگر خود را کاشفِ معنا بخوانیم، از دلِ همان وقایع، راهی تازه میگشاییم.
نجات ما در بازنویسیِ روایتهاست.
در اینکه تاریخ زندگیمان را نه انکار کنیم و نه تکرار، بلکه تفسیر تازهای از آن بیابیم. هر بار که روایت خود را بازنویسی میکنیم، از گذشته نمیگریزیم؛ بلکه آن را دوباره زنده میکنیم، اما اینبار با چشمی آگاهتر و دلی آزادتر
برچسب:
نویسنده: رها نصیری