پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶
حکایت لویی شانزدهم و نیمکت !!
لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟
افسر گفت: فربان افسر قبلی نقشه قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده ، من هم به همان روال کار را ادامه دادم!
مادر لویی او را صدا زد و گفت: من علت را می دانم. زمانی که تو 3 سالت بود ایننیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت نشینی و لباست رنگی نشود...! و از آن روز 41 سال می گذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم می زند!
فلسفه عمل تمام شده ، ولی عمل فاقد منطق، هنوز ادامه دارد!
روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم، بی آنکه بدانیم چرا؟؟
آیا شما هم این نیمکت را در زندگی خود مشاهده می کنید...؟؟
امروز و هر روزتان پر از آگاهی و بینش!!